درد دل رقیه با پدر
ز شرار غم می سوزم با تما میه وجود
دوباره باید بخونم یکی بود یکی نبود
بلبلی گوشه ویرونه می خوند برای یار
بعد مدت ها کنار یار بگرفته قرار
تموم رنج سفر رو برا یار داره می گه
از غم بچه ها و عمه داره حرف می زنه
بابا جون خوش اومدی به منزل فقیرونه
بیا بنشین بشنو درد دل فقیرونه
باباجون خوش اومدی قربون خاک قدمت
به خدا دلم می سوخت رفتی سفر ندیدمت
وقتی رفتی دشمنا آتیش زدن به خیمه ها
برا خاطر چی می زدن کتک به بچه ها
بابا جون بین همه عمه مونو خیلی زدن
باباجون منو ببین به صورتم سیلی زدن
باباجون دردت به جونم
هر کی صورتم رو دیده می گه چون زهرا شده
صورت مادر تو آخه مگه چطور شده
باباجون داداش علی رو به کجا بردی بابا
بچه ها می گن او نو پیش خدا بردی بابا
باباجون به من بگو بر سر تو چی اومده
داداشم علی اکبر برا چی نیومده
من نمی فهمم بابا بعضی ها با هم چی می گن
همه بهم می گن یتیم بابا یتیم به کی می گن
مگه هر کی که باباش رفته سفر یتیم می شه
یا یتیم اونه که تو خرابه ای مقیم می شه
اینجا با زخم زبون آتیش به دلها می زنن
اینجا رسمشون بده بچه یتیم و می زنن
بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا
هر کیم یا هر چیم هر چی که بین همه ام
نوکری از نوکرای پسر فاطمه ام
پسر فاطمه سلطان تموم عالمه
عشق من امید من پناه من یعنی حسین
پسر فاطمه مهر منو و مهتاب منه
همه جا جار می زنم حسین ارباب منه
یا رقیه ادرکنی
«السّلامعليکِيارقيةالحسين(ع)»
سلام مهربان
روم نمی شد بیامم آخه دیر اومدم ولی شما می دونید چرا دور و برم و شلوغ کردم...
روز سومه محرمه ولی هنوز من اونطور که باید این ماه و درک نکردم.محرم امسال با سالهای پیش خیلی فرق داره...
کاش بتونم درک کنم...
**
اي کـه وارد شـوي انـدر حَـرم پـر حـزنـم**
** کن به اين خواندن اشعار،تو ياد ازمحنم **
** مـن رقـيـه(س) گـل گلـزار حـسيـني هستم **
** خـوار بـنموده مرا دشـمن پر مکر و فنم **
** من سـه ساله غـم صد ساله دوران ديدم **
** زيـن سـبب مايـه انـدوه بـه هـر انـجـمنـم **
** آب غـســل بـدنـم بـود ز اشـک زيـنـب(س) **
** رخـت نـيـلـي اسـيـري بـه بـدن شـد کـفنم **
** کــعــبـه نــي بـسـکـه عـــدو زد بــه تـنــم **
** عـمـه ام ديد که در مرگ،سيه گشـته تنم **
** مـن هـمان دخـتر نومـيد ز وصـل تـو منم **
** حسرت روي پدر برده به گل چونکه منم **
تقديم به رقيه هاي زمان........
بابا تو رو خدا پاشو، ببین اون پیرن صورتیه که تو خیلی دوست داری پوشیدم. یادته می گفتی:" تو این پیرن شبیه فرشته ها می شم؟". منم گفتم:" بابا مگه تو فرشته ها رو دیدی؟" خندیدی گفتی:" آره دخترم!.... فرشته های زمینی که موقع رفتن دو تا بال قشنگ بهشون می دن... ولی به بابات بال نرسید!!!... یعنی رسید، ولی دوتا بال پاره پوره و زخمی..." گفتم :"بابایی خودم بالت می شم می برمت." خندیدی. منو تو بغلت گرفتی. آخ که هنوز گرمی بغلتو احساس می کنم.
پاشو بابایی، پاشو... می خوام بیام تو بغلت. تو هم همینطور که موهامو نوازش می کنی قربون صدقه ام بری، منم چشامو ببندم تو خیالم یه فرشته بشم که با دو تا بال سفید و قشنگ داره پرواز می کنه. بابایی یادته مامان می گفت چشمات مثل چشمای باباته؟ دو تا یاقوت سبز، مامان می گفت چشمای بابات چون خیلی گریه کرده قشنگ شده.
من که نمی فهمیدم، ولی بعضی شبا از صدای ناله هات بلند می شدم میومدم بغلت می نشستم می گفتم بابایی چت شده؟ کجات درد می کنه؟ تو هم به زور می گفتی سرم. منم سرتو می بوسیدم می گفتم حالا دیگه خوبه خوب شدی. به زور لبخند می زدی دیگه ناله نمی کردی. من که می دونستم داری درد می کشی.
بابا پاشو بگو کجات درد می کنه. منم ببوسمش خوب بشی. بابا چرا صورتت سیاه شده؟ مامان می گه با یه غول جنگیدی اونم محکم زده تو صورتت. بابا تو که همیشه می گفتی هیچ کس نمی تونه به ما زور بگه. می گفتی ما شاخ غول بزرگه رو شکستیم. پس این غوله از کجا پیدا شد؟
راستی بابا غولا چطوری به وجود میان؟ یادته ازت پرسیدم گفتی وقتی مردم فکرکردن جنگیدن با غول یعنی کشک. وقتی فهمیدن لذت های دنیا چه کیفی داره. وقتی فهمیدن داشتن باغ و ویلا و ماشین های مدل بالا چه حالی میده. وقتی فراموش کردن درد یعنی چی، گلوله مستقیم تانک یعنی چی، میخ خرد کردن توی سر یعنی چی. وقتی گفتن بی خیالش. آقا غوله کم کم سر و کله اش پیدا می شه.
اما بابا من که نمی فهمم اینا یعنی چی. ولی جان رقیه چشماتو وا کن. بابایی ... بابایی ... بابایی ...
|
بيت الاحزان مرا امشب صفا دادى پدر |
|
بيت الاحزان مرا امشب صفا دادى پدر ز آتش هجران تو يك شب نه هر شب سوختم خوش به من در كودكى درس وفا دادى پدر |
یا رقیه(س) ادرکنی

میخونه ی امام حسین ساغری مستانه داره
مثل رقیه گر دلی هوای پیمانه داره
دستای کوچیک رقیه می به ساغر می ریزه
میکده عشق حسین ساقی دردانه داره
دل می برد از قمر ام بنین نگاه او
مثل ابالفضل علی نرگس فتانه داره
رقیه سه ساله بر هستی خدایی می کنه
نگه مکن که خانه در گوشه ویرانه داره
مریم اگر وجیه شد از نفس رقیه شد
هر چی سلیمان داره از درگه این خونه داره
والله یا حسین و یا رقیه فرقی نداره
هر چی حسین داره همون دلبر جانانه داره
در خم می فرو شدم رنگ شرب او شدم
این دل دیوانه کجا جز در میخانه داره
به گرد شمع طلعتش می سوزم از محبتش
دل رقیه خواه من مذهب پروانه داره
السلام عليک ياسيدة الرقيه سلام الله عليها
فخرم اينه تو دنيا که دلم با رقيه است سبب خلقت من گفتن يا رقيه است
سلامی گرم داريم به شما عزيزانی که با حسن انتخاب خود افتخار داده و از اين وبلاگ باز ديد می نماييد.امیدوارم لیاقت داشته باشیم بتونیم از این خانم مهربان بنویسیم.خانمی که هرموقع گره کوری تو زندگیم بوده بهشون متوسل شدم نتیجه هم گرفتم.
یا رقیه(س)

| |||||||||||||||||||||||